الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
376
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
پراكنده شدند و به هر كس كه اشاره فرمود دوان دوان پى كار خويش رفت . « 1 » ( 1 ) از امام رضا ( ع ) در بارهء ذو الفقار كه شمشير رسول خداست پرسيدند كه از كجاست ؟ فرمود : شمشيرى است كه جبريل آن را از آسمان آورده است ، و با نقره آراسته بود و پيش من است . ( 2 ) ياسر مىگويد : چون امام رضا ( ع ) ولايتعهدى را به زور پذيرفت ، ديدم كه دست بر آسمان افراشت و شنيدم كه چنين مىگويد : پروردگارا ! تو خود مىدانى كه من مجبور و درماندهام . خدايا ! مرا بر اين كار مگير ، همچنان كه بنده و پيامبر خود يوسف ( ع ) را چون وليعهد مصر شد مؤاخذه نفرمودى . « 2 » ( 3 ) ابراهيم بن عباس مىگويد : هرگز نديدم كه از امام رضا ( ع ) چيزى پرسيده شود و او نداند و از او داناتر نديدهام و از هر چيز تا روزگار خويش بسيار آگاه بود و مأمون با پرسيدن هر چيز او را مىآزمود و او پاسخ مىداد و بيشترين گفتار او و پاسخهايى كه مىداد ، تمثيل به آيات قرآنى بود و معمولا هر سه روز يك دور قرآن تلاوت مىكرد و مىفرمود : اگر بخواهم مىتوانم قرآن را در كمتر از سه روز دور كنم ، ولى به هيچ آيهيى نمىرسم مگر اينكه در بارهاش مىانديشم كه در چه موضوعى و هنگامى نازل شده است و به اين جهت هر سه روز يك بار آن را تمام مىكنم . گفته شده است مأمون به منبر رفت كه با على بن موسى الرضا بيعت شود و گفت : اى مردم ! بيعت كردن با على بن موسى الرضا فرا رسيد و او على پسر موسى پسر جعفر پسر محمد پسر على پسر حسين پسر على است كه درودهاى خداوند بر همهشان باد و به خدا سوگند اگر اين نامها بر كر و لال خوانده شود ممكن است به فرمان خداوند متعال همگى شفا يابند . « 3 »
--> ( 1 ) . اين موضوع در عيون اخبار الرضا ، ص 163 ، ج 2 ، و ارشاد مفيد ، آمده است . براى اطلاع بيشتر در مورد اين دسيسهء مأمون به الفخرى ابن طقطقى ، ص 302 ، ترجمهء آن به قلم دانشمند گرامى آقاى محمد وحيد گلپايگانى و به تاريخ گزيدهء حمد اللَّه مستوفى ، چاپ آقاى دكتر عبد الحسين نوايى ، مراجعه فرماييد . م . ( 2 ) . اين روايت به نقل از امالى صدوق در بحار ، ص 130 ، ج 49 ، آمده است . م . ( 3 ) . در عيون اخبار الرضا ، ص 147 ، ج 2 ، و به نقل از بحار الانوار ، ص 130 ، ج 49 ، چاپ جديد ، در امالى صدوق هم آمده است . م .